من زندگی را دوست دارم ،
ولی از زندگی دوباره می ترسم !
دین را دوست دارم ،
ولی از کشیش ها می ترسم !
قانون را دوست دارم ،
ولی از پاسبان ها می ترسم !
عشق را دوست دارم ،
ولی از زن ها می ترسم !
کودکان را دوست دارم ،
ولی از آیینه می ترسم !
سلام را دوست دارم ،
ولی از زبانم می ترسم !
من می ترسم ، پس هستم !
این چنین میگذرد روزُ روزگار من !
من روز را دوست دارم ،
ولی از روزگار می ترسم !
حسین پناهی
پست نگار: م. رحیمی