در امتحان رانندگی رد شدم. افسری که کنارم نشسته بود پرسید:"وقتی به چراغ قرمز می رسیم باید چکار کنیم؟" گفتم:" خوب...نمی دونم...این ور و اون ور رو نگاه می کنیم...به رادیو گوش می دیم..."
Bill Braudis
اگه روزی روزگاری دو قلو دار شوم، یکی را به عنوان یدکی استفاده خواهم کرد.
Steven Wright
من و همسرم خودمان را بیمه ی عمر کردیم...حالا فقط باید صبر کنیم.
Bill Dwyer
هیچ چیز وحشتناک تر از این نمی تونه باشه که بعد از یه شب خوش گذرانی، صبح از خواب بیدار شوی و کنارت کسی را ببینی که نه اسمش را به خاطر می آوری، نه به یاد می آوری چگونه با هم آشنا شدید و نه اینکه چرا مرده است.
Laura Kightlinger
مادرم می گفت شنا کردن را زمانی یاد گرفت که شخصی او را با قایق به دریاچه برد و توی آب انداخت. به او گفتم:" مامان...اون نمی خواست شنا کردن رو بهت یاد بده..."
Paula Poundstone
گاهی فکر می کنم جنگ روش خداست برای یاد دادن جغرافی به ما.
Paul Rodriguez
یادتان می آید در دبستان به شما این گونه آموزش دادند که اگر جایی آتش گرفت، در کمال خونسردی به ترتیب قد صف بکشید و از در خارج شوید...آخه چه دلیل منطقی ایی برای این کار وجود داره؟ مگه قد بلند ها دیرتر می سوزند؟
Warren Hutcherson
بمب های ما باهوش تر از یک شاگرد متوسط دبستانی هستند...لااقل می توانند افغانستان را پیدا کنند.
Whitney Brown
می خواهم مانند پدر بزرگم که در کمال آرامش در خواب فوت کرد، بمیرم...نه مانند مسافران اتومبیلش با جیغ و فریاد!
گمنام
مترجم: بنفشه رافع
banafsheh.rafe@gmail.com
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 22:22 توسط ما علامه اي ها
|