نوشته ی
روی برگه یادداشت:
مادر
جان روزت مبارک. می خاهم همیشه پیشت بمانم. خیلی دوستت می دارم.
پسرت
نوشته ی
روی ورقه ی امتحانی:
سلام
مامان. امروز معلم زنگ آخرمون نیومد. دو ساعت زودتر تعطیل شدیم. من با بچه ها می
رم دوچرخه سواری. تمام ساندویچ های توی یخچال رو بردم با بچه ها بخوریم. لطفا برای
خودت و بابا یه چیزی درست کن.
پسرت
نوشته ی
روی پاکت سیگار:
سلام
مامان. نگفتی امروزاضافه کاری داری...من و رفقا به مناسبت آخرین روز کالج می ریم بیرون.
لطفا اگه خواستی تماس بگیری اس ام اس بده، زنگ نزن. نمی خوام آنا فکر کنه بچه ننه
ام. امشب دیروقت می آم.
پسرت
متن ایمیل:
سلام
مامان. پیغامت رو گرفتم. الان نمی تونم بیام خونه چون امتحانات پایان ترم دو هفته
دیگه شروع میشه. تو و بابا هم یه جوری
اسباب کشی کنین دیگه! اتاق من رو هم هر جور خواستین بچینین. راستی اگه میشه این
ماه یه کم بیشتر پول بفرستید. تولد شرلی است. می خوام براش یه کادوی حسابی بخرم.
پسرت
متن
فکس:
سلام
مامان. می خواستم بگم من و میریام قرار گذاشتیم تا آخر این ماه با هم عروسی کنیم.
می دونم تو و بابا مخالف این ازدواج هستین اما از قدیم گفته اند علف باید به دهن
بزی شیرین بیاد! اگه نمی خواهید در جشن شرکت کنید لااقل کادوی عروسی مون رو سر
موعد پست کنید. نمی خوام جلوی خانواده ی میریام کم بیارم.
پسرت
پیغام گیرتلفن:
سلام
مامان. یه سری خرت و پرت از شرکت براتون فرستادم. فکر کنم به درد بابا بخوره. راستی
مامان، دیروز صبح با میریام دعوام شد. اونم وسایلش رو ریخت توی یه چمدون و در رو
کوبید و رفت. پیتر از دیروز منو ذله کرده! همش سراغ مادرش رو می گیره. می خواستم
خواهش کنم یه زنگ بزنی به موبایلش، باهاش صحبت کنی. شاید بتونی قانعش کنی برگرده
خونه.
پسرت
نامه
سفارشی: