-- خوب معلومه! چیه نکنه هنوز تو حال و هوای دبیرستان سیر می کنید؟ پاورقی ها حذف؟ خود آزمایی ها حذف؟
-- نه استاد! آخه خیلی زیادند استاد! رحم کنید!
-- شما ها بعد از این همه سال درس خوندن هنوز از امتحان می ترسید؟
-- استاد آخه چهار واحدیه! درس تخصصیه! اگه بیفتیم پدرمون در می آد!
-- ببینید یا پاس می کنید یا نمی کنید! از دو حال که خارج نیست. این که اولین امتحان زندگی تون نیست. مسلما آخرین هم نخواهد بود! پس توکل کنید به خدا و درس هاتون رو خوب بخونید. ان شالله نتیجه ی مطلوب هم می گیرید.
-- به زبان آسون می آد استاد ولی در عمل...
-- ببینید امتحان هم بخشی از روند آموزشیه! من که دیگه از هیچ امتحانی نمی ترسم. اصلا برام مهم نیست.
-- آخه شما خرتون از پل گذشته استاد!
-- حالا! برای هفته ی آینده کسانی که کنفرانس دارند آماده باشند. عکس و کلیپ هم تهیه کنند. تا هفته ی بعد خدا نگهدار!
-- چشم استاد! خداحافظ!
بیرون کلاس مهرانه منتظرش بود.
-- سلام آقای دکتر...احوالتون خوبه که؟
-- سر به سرم نذار مهرانه! مدارک رو آوردی؟
-- بعله که آوردم. چیه آقای دکتر؟ حالا چی میشه ما یه کم زودتر از اینکه مدرکتون بیاد بهتون بگیم دکتر؟
-- من که هنوز امتحان ندادم!
-- خوب تا سه ساعت دیگه امتحان هم میدی! قبول هم می شی! زود باش بریم ماشین رو بد جایی پارک کردم.
-- مهرانه؟ قرص آرام بخش داری؟
پست نگار: بنفشه رافع