كلمات قصار شخصيت هاي بزرگ عالم هستي
فئودور داستايوفسكي: طنزنويس عاقل كسي است كه بفهمد الان كه وضع جامعه به اين شكل است بايد درباره تفاوت هاي بقولات و هويج و راه هاي كشت صيفي جات بنويسد.
اميل زولا: واقعا از ديدن اخبار بي طرفانه، حرفه اي و اصلامغرضانه تلويزيون ايران لذت مي برم. به خصوص پخش فيلم لورل هاردي و مجموعه كلاغ ها و الاغ ها در اين روزها خيلي حال مي دهد.
اريك كانتونا: يار دبستاني من
با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما
آهان دست دست دست
اسكندر مقدوني:
حالاواي واي... واي واي واي
حالاواي واي... واي واي واي
تو اين زمونه
دل نمي مونه...
به طور كلي آدم وقتي از آتش زدن و اينها بازنشسته مي شود به اين روز مي افتد.
علي آقا بقال محله ما: آقا اين بازي ايران ـ كره كي برگزار مي شه ما بريم تو خيابونا راهپيمايي كنيم؟
در ضمن برنج 500 تومان گرون شده همينه كه هست.
بديع زاده: شد خزان گلشن آشنايي
باز هم آتش به جان زد جدايي
افشين قطبي: از دوستان و اقوام و آشناياني كه از طرف اقوام همسر بنده در بازي ايران و كره مقدمات صعود ايران را به جام جهاني فراهم كرده اند تشكر مي كنند. اصولاتمام مردم كره برادر زن بنده هستند.
يك رهگذر: چرا مي زني! مي زني! مي زني يار نزن! نرن... من فقط داشتم از اينجا رد مي شدن. نزن...
يك دانشجو: [...] [...] [...]
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 13:56 توسط ما علامه اي ها
|