تبليغاتX
كلاغ پر در ميدان غاز

 

مسئول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای صرف ناهار به سمت سلف می روند... ناگهان یک چراغ جادو روی زمین پیدا می کنند و روی ان دست می کشند تا غول چراغ ظاهر شود...

 

غول: من یک ارزو برای هر کدام از شما بر اورده می کنم...

 

منشی: من میخواهم در باهاماس سوار یک قایق شیک باشم! هیچ نگرانی و غمی هم نداشته باشم...

پووووف، منشی ناپدید می شود.

 

مسئول فروش: حالا من، حالا من. من می خواهم در هاوایی لب ساحل دراز بکشم یک  خدمتکار شخصی و یک منبع بی انتهای نوشیدنی داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

 

پووووف! مسئول فروش هم ناپدید می شود..

 

بعد غول به مدیر می گوید : حالا نوبت شماست.

 

مدیر: من می خواهم ان دو کارمند بعد از ناهار پشت میز کارشان باشند!

 

نتیجه اخلاقی: همیشه اجازه بدهید اول رئیستان حرف بزند J

 

 

پست نگار: م. رحیمی

 

Mary.rahimi.84@gmail.com

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:48 توسط ما علامه اي ها |