چه مي دونم؟ شايد اين فرشته هايي كه اين شبه ادما رو درست مي كنن واقعا غرض خاصي هم نداشته باشن، واقعا با همكار و هم قطار سابقشون، شيطون، همدست و هم داستان نباشن. ولي لااقل اين هست كه اگر توطئه اي هم در كار نباشه اينا كنتراتي كار مي كنن، تقلبي كار مي كنن، نمي دونم اصلا شايد زوركي كار مي كنن، يا خدا روزمزدشون نكرده كارمزدي كار مي كنن، يعني هر راس ادم كه بسازن، مثلا يك قرون مزد مي گيرن. يك قرون؟ چه خبره؟! چهار پول، نيم عباسي، يك غاز! اينه كه تمام هم و غمشون زياد درست كردنه، بالا بردن سطح توليد! حالا هر جور شد، هر چه از اب دراومد! رقابتي كه تو كار نيست، عرضه و تقاضا و انتخابي كه تو بازار نيست. وانگهي مايه اش مگه چيه؟ خود خدا بارها رك و پوست كنده گفته: " گل، خاك، لايه ي ته نشين، گل و لاي سيل، لجن بد بو و گند" خوب از گل و لاي لجن مگه چي مي خواد از اب در بياد؟
من از روي همين ادمهايي كه درست مي كنن و هر روز خر در خروار هي بيرون مي دن فهميدم كه اونا كار مزدي اند، تقلب مي كنن، حتي تو همين گل و لاي هم جنس اشغال مي زنن. از مايه ي عقل و روح و زيبايي و بارقه ي اهورايي مي دزدن، كش مي رن و ريشه و پي و چربي و شكمبه ي پر شده و استخون و پوست و پشم و قازوراتش رو زياد مي كنن. اون اوائل باز كاراي بهتر بيرون مي دادن اما انگاري هر چي مي گذره بدتر مي شه. مگه نمي بيني؟ حتي بعضيا رو همين جور نيمه كاره مي دن بيرون! هنوز اعضاي يدكيش رو به هم نبستن و جوش ندادن و پيچ و مهره هاشو سفت نكردن ول مي كنن رو زمين. بعضيا رو اتاقشونو كه مي سازن خالي مي ارن بازار. اكثرا يادشون نيست كه لا اقل يك قطره عقل و شعور و عاطفه و فهم و ظرافت و انسانيت و روح توي لش به اين سنگيني بچكونن.يك گردي به اندازه ي زعفرون روي پلو، براي تزئين ، براي جلو چشم مشتري روش بپاشن. بقدري اونجا سرشون شلوغه و حواسشون پرته و از روي بي اعتنايي و سهل انگاري و دست پاچگي كار مي كنن كه گاهي اصلا اسباب و لوازم ادما رو عوضي مي بندن. مثلا زبوني كه براي يك ادم حسابي ساختن و مال يك شخص شرافتمند و مهربونه مي ذارن توي دهن يك دزد قالتاق پاچه ورمال! چشم و لب و ماسك صورتي رو كه براي يك تيپ معصوم دوست داشتني پر محبت و صميمي و فداكار ساخته بودن مي كشن به كله ي يك رند هفت خط بد كاره ي رذل!!!!!!!!
گاهي دل و دماغ يك غلام، برده ، كنيز و نوكر يا گاهي حتي از حيوونا مثل دل و دماغ خوك يا سگ يا گاو يا الاغ يا روباه يا گرگ يا عنتر يا بوقلمون يا موش يا جغد يا شتر يا "شتر- گاو- پلنگ" و غيره رو همين جور چشم بسته و شانسي مي چپونن توي اندام يك اقا، يك خانم، يك شخصيت بسيار برجسته، محترم، دانشمند، معنون....
نمي دانم! گاهي فكر مي كنم شايد شوخي هم مي كنن. خودشون هم از اين كار يكنواخت و خسته كننده اي كه بيشتر ازپونصد هزار ساله از ادم نئاندرتال تا فيلد مارشال و از ياجوج ماجوج تا انگلو ساكسون و از ادماي ميمون نماي عهد بوق تا ميموناي ادم نماي عصر برق فرقي نكرده بلكه افتضاح تر هم شده، حوصلشون سر رفته!
چه مي دونم؟ اين كارا شوخي نيست؟ يعني مي شه باور كرد خداي بزرگ اين چيزا رو مي سازه؟ اينا اهانت به حضرت خداونديست نه به حرفاي من. انتساب اينها به خدا كفره به خدا قسم، بدتر، فحشه اصلا! اگه كسي منو كه يك بنده ي ضعيفم متهم كنه كه تو اين كارا دست داشتم اونو تهمت نا جوانمردانه اي تلقي مي كنم كه هرگز هم نمي بخشم و مطمئنم كسي نه اينقدر نامرده كه هر چند با من دشمني و كينه داشته باشه و بخواهد لجن مالم كنه همچين افترايي به من ببنده و نه كسي اينقدر بي عقل و نفهمه كه همچين اتهامي رو باور كنه. اينا كار خدا نيست به خدا!
پست نگار: م. رحيمي